18 October، 2009

The Limits of Control



It’s a three-way tie:
”Wait three days until you see the bread. The guitar will find you.”
“Among us, there are those who are not among us.”
And finally …
“Sometimes there are films where people just sit there.”
(You got that one right!)

The Limits of Control (2009)
Jim Jarmusch

04 October، 2009

So far, so far away from me


از دماوند که بسمتش راه می‌افتی وارد جاده خاکی و پراز پیچی می‌شوی، در مسیر، پرورش زنبور وکندوهای عسل، چشمه‌ و یخچال طبیعی فراوانست. درمیانه‌های راه و درارتفاعات بمحل تمرین پاراگلایدر می‌رسی واگر آخر هفته باشد براحتی می‌شود سر خوردنشان را در‌آبی آسمان تماشا کرد. بعد از حدود یکی دوساعت به محل می‌رسی، ووقت پوشیدن مایو و باد کردن قایقست، فقط و فقط بهوای لذت شنیدن صدای پارو بر روی آب و غوطه‌ورشدن درین طبیعت بکروساکن.
درین نیمه‌های شب، این آخرین آلبوم مارک نافلرواین آهنگ So Far From The Clyde پس از چند سال حال وهوای "دریاچه‌ی تار" را برایم زنده‌‌ کرد.

عکس ازاینجا.

30 September، 2009

Female roommate wanted,
non-smoker, non-ugly.

27 September، 2009

Queen of all my dreams

یک فولدری هست دربین فولدرهای موسیقی‌ام بنام Lullaby که هرجا ترانه‌هایی با مضمون یا تم "لالایی" پیدا می‌کنم یک کپی درآن فولدر نگه‌ می‌دارم. دربین آهنگهای این فولدر "رویای جولیا"از پینک فلوید چیز دیگری ‌است.
ترانه این آهنگ از راجرواترز است وملودی‌اش برپایه "All the pretty little horses" نوشته شده، که خود یک لالایی سنتی بریتانیایی است.
برای من اما ملودی این آهنگ، یاد ترانه معروف لالایی که شبها ساعت 9 پس از قصه شب کودکان پخش می‌شد، را زنده می‌کند.
اولین بار این آهنگ در آلبوم It would be so nice (سال 1968) منتشر شد و جزء اولین کارهای خوانندگی دیوید گیلمور برای پینک فلوید محسوب می‌شود.
بخاطر "ختن"عزیز که با ارسال گاه وبی‌گاه موسیقی‌هایش، رفرش می‌کند روح مرا گاه وبی‌گاه.

24 September، 2009

این تابستان برایم، تابستانی بدون طعمِ گیلاس بود.

16 September، 2009

"Revenge is a dish best served cold"


13 September، 2009


ودرآن دوران اسباب خشونت ونظامی‌گری به موزه‌ها سپرده می‌شوند و بیاد خواهند‌آورد زمانی ما دراین سرزمین روزگار می‌گذراندیم.

07 September، 2009

My world is miles of endless roads


31 August، 2009

A Pocketful of Stones


نمایشگاه سنگ و گوهر
خانه هنرمندان ایران
[+]



30 August، 2009

Hasta la vista, baby


این نقاشی آبشار ماسوله‌س، یعنی یکی از قشنگترین روستاهایی که تا بحال دیدم و تا چند هفته دیگه واسه دفعه چهارم میرم بدیدنش.
این نقاشی رو همراه با کتاب ناخمن چند وقت پیش بعنوان کادو تولد از ایشون گرفتم.
اين نقاشی، برام حکم همون تابلوی بالای میز کار بارتون فینک رو داره.
این نقاشی روی همون دیواری نصبه که جک هست.